خیلی وقته که دیگه اینجا نمینویسم.
اما گاهی اوقات میام یه سرکی میزنم و میرم.
امروز دیدم یه پیام ناشناس قشنگ گرفتم.
خواستم با شما هم به اشتراکش بذارم.
"من دوست دارم هرکه ارزو داره به ارزوهای خوشکلش برسه. خودم هر ارزویی دارم به ارزوم برسم هیچ موقع ناامید نشو از کارت هرارزویی داری بکن انشالله همه ی ارزوهایی که دارین حتا خودم براوردشه شه الهی امین
برچسب: نویسنده: ساحل اسدیپور
تاريخ: جمعه 6 بهمن 1402 ساعت: 19:21
برچسب:
نویسنده: ساحل اسدیپور
برچسب:
نویسنده: ساحل اسدیپور
برچسب:
نویسنده: ساحل اسدیپور
برچسب:
نویسنده: ساحل اسدیپور
الان دیدم دین و دانش جای خالی برای آزمون آیلتس هشتم و پانزدهم بهمن داره. احتمالا به خاطر اونهایی باشه که کنسل کردن. هردوش هم آکادمیکه.
گفتم شاید کسی بخواد آیلتس بده و به دردش بخوره. اگر میخوایین، باید زود ثبت نام کنین، وگرنه پر میشه.
برچسب:
نویسنده: ساحل اسدیپور
برچسب:
نویسنده: ساحل اسدیپور
برچسب:
نویسنده: ساحل اسدیپور
یکی از بهترین حس های دنیا مال زمانیه که یک پروژه رو که سه روز تمام روش وقت گذاشتی و روز آخر رو هم عملا مثل یک جن خونگی کار کردی تا تموم بشه رو بالاخره ساعت 3 صبح تموم میکنی و میفرستیش به امون خدا که بره...
و بعد اون وقت میتونی با فراغ بال, اعصاب راحت و بدون استرس، سرت رو بذاری روی بالش و غرق در آسودگی وارد دنیای خواب و خیال بشی.
:))) And I'm just about to do that
برچسب:
نویسنده: ساحل اسدیپور
برچسب:
نویسنده: ساحل اسدیپور

آخرین غروب 99 و جادوییترین غروب سال:
(کاش از عکاسی سررشته داشتم و میتونستم جادویی که در هوا موج میزد رو همونطور که واقعا بود، ثبت کنم)

برچسب:
نویسنده: ساحل اسدیپور
روز آخر اسفند همه چیز اونقدر شلوغ پلوغ شد که اصلا یادم رفت قرار بود بنویسم. اونقدر شلوغ پلوغ بود که میون بدوبدوهای ساعت های آخر، تازه یادمون افتاد سبزه نگرفتیم و به جاش، سبزی خوردن توی کاسه ریختیم. این حس شلوغ بودن و هزارتا کار انجام نشده داشتن، درون خودش حس زندگی داشت. حس نو شدن و تازگی که واقعا تا روز آخر اسفند حسش نکرده بودم.
کاشکی این حس دوام داشته باشه ...
برچسب:
نویسنده: ساحل اسدیپور
برچسب:
نویسنده: ساحل اسدیپور
برچسب:
نویسنده: ساحل اسدیپور